گفتگو
*******
گفتوگویی
پیرامون "سگها
و آدمها"
یادداشت:
نوشتهی
زیر گفتوگوی
"دفتر خاک" است با من پس از درآمدن مجموعه داستان "سگها
و آدمها"
برای زمانه. این گفتوگو
که در آنجا با عنوان "من اهل تجربهام"
منتشر شد، فرصتی فراهم آورد برای گفتن پارهای
ازحرفهایی
که باری به هر جهت پیرامون داستان و داستاننویسی
دور میزنند.
خانم مولوی عزیز، اخیراً مجموعه داستان شما،
«سگها
و آدمها»
در ایران منتشر شد. در مقدمهی
کتاب ماجرای عجیبی را روایت میکنید:
ظاهراً داستانهای
این کتاب را در طی پانزده سال، از حدود 1360 تا 1375 نوشتهاید.
کتاب، اما در سال 1388 منتشر شده است. زیر مقدمهی
کتاب تاریخ زدهاید:
1386. یعنی از 1386 تا 1388 این کتاب در ارشاد و در نزد ناشر
معطل مانده، و در مجموع سیزده سال طول کشیده تا این مجموعه
منتشر شود. هر کس کتاب را نخوانده باشد، گمان میبرد
شما کتاب خطرناکی نوشتهاید.
اما وقتی کتاب را میخوانیم،
به این نتیجه میرسیم
که اگر مبدأ را سال 75 در نظر بگیریم، احتمالاً نحسی عدد
سیزده کار خودش را کرده.
در زبان انگلیسی تعبیریست
که میگوید،
"آدم مناسب، وقت مناسب، جای مناسب". این را شما میتوانید
همان بخت بگیرید یا احتمال یا هر چه، اما نتیجه یکیست.
یعنی آدم در گربهی
نازنین جایی مثل خاورمیانه به دنیا بیاید، آن هم در سال کودتا،
و درست وقتی که وقت پا به گود گذاشتنش است، انقلاب نازل شود...ادامه
سر نخ
*******
اندوه تمامی روز و ناتمامی آواز
(میتوانید در
زمانه بشنوید)

در میان ترانههای آلبوم
خیال من ترانهایست که بارها، با هوار شدنش بر ذهن، مرا به
چالش خوانده؛ با این همه پرداختن به آن را بیهوده و سخت
یافتهام. پرداختن به یک کار هنری را میشود در گامهای
گوناگون، از ساده تا پیچیده و از آسان تا سخت، پی گرفت. یعنی
میتوان به بیان برداشت از آن بسنده کرد، یا پیشتر رفت و به
تفسیر و تحلیل و نقد آن کوشید. در هر حال و گام، این کار نوعی
پاسخگویی به آن اثر است. روشن است که پاسخ به کار هنری هم به
توان پاسخگو برمیگردد، هم به گنجایش اثر. سوای این اما، تا
حال و هوایی زمینهساز فراهم نشود، این پاسخگویی روی
نمیدهد...ادامه
جستار
*******
"صدایی از آن خود"
چند سال پیش در جستاری
به زبان انگلیسی (اینجا
بخوانید)
پیگیر چرایی افزایش پرشتاب شمار نویسندههای
زن و نیز روایتهایشان شدم. در آن زمان پرسش دیگری هم ذهنم را
گرفتار خود کرده بود و آن این بود که چرا و چگونه شعر پس از
سدهها میدانداری در ادبیات جایش را به داستان سپرده. بنابراین
آن جستار به چند و چون پیوند میان این دو دگرگونی در دورهی پس
از انقلاب پرداخت. اما روی آوردن زنان به روایت، چه در گسترهی
ادبیات داستانی و چه در عرصههای دیگر، پدیدهایست که
همچنان، در میان انبوه موضوعهای سزاوار ژرفبینی، چشم به راه
نگاه تیزبین و ذهن تحلیلگر کوشندگان فرهنگیست...ادامه
******************************************