مشت خاکستر

نوشته های فرشته مولوی

English

 
 

طرح از

علی اکبر صفائيان

کارنامه

برگزيده ای از نوشته های منتشر شده به فارسی

 

کتاب داستان

دو پرده‌ی فصل. 1388

سگ‌ها و آدم‌ها. 1388

بلبل سرگشته. 1384  

باغ ايرانی. 1374

نارنج و ترنج. 1371

پری آفتابی و داستانهای ديگر. 1370

خانه ابر و باد. 1370

 

مقاله

دوگانگی های ما و جنگ نهان و عيان. خبرنامه گويا. مهر 1385

نويسندگان زن ايرانی و روايت هاشان. گذار (مجله اينترنتی). سپتامبر2006

از عاشقانه تا مادرانه: از غزل تا روايت. نگاه نو. مرداد  1385

خانواده مقدس و شبح ناموس. شهروند. 1384

به صيغه مبالغه. شرق. مرداد 1384 (چاپ اول در سپيدار، تير 1379)

حجاب اجباری و کشف حجاب عادت. شهروند. اسفند 1383

حقوق مطبوعات در آمريکا. شرق. بهمن 1383

حرف دلتنگی ها. شرق. دی 1383

انگليسی مرا .... کرده است. شهروند. اسفند 1382 

رابطه با روسری. شهروند. اسفند 1380

خانه روشنی چراغ. شهروند. اسفند 1380

غفلت سبکباران. شهروند. آبان 1380  

مطبوعات و تعهد اجتماعی. سپيدار، خرداد 1379

کتاب ترجمه

دشت سوزان. خوان رولفو.  مجموعه  داستان  کوتاه 

1384 چاپ اول با عنوان دشت مشوش،1369.

باد می وزد. 1375 مجموعه  داستان کوتاه از نويسندگان گوناگون

فلکزده ها. ماريانو آثوئلا. 1363

سوهو و اسب سفيد. يوزو-اوتسوکا. 1363 (داستان برای کودکان) ل

تبليغ، ايدئولوژی و هنر. آرنولد هاوزر. 1358

افريقا، تاريخ يک قاره. بزيل ديويد سن. 1358 (کارمشترک با هرمز رياحی)

جوناتان مرغ دريايی. ريچارد باخ. 1357 (کارمشترک با هرمز رياحی) 

دوازده ماه. ساموئل مارشاک. 1354 ( کار مشترک با هر مز رياحی)  

کتاب های ديگر

فهرست مستند اسامی مولفان و مشاهير. 2 جلد. 1976 (ويراستار)

کتابشناسی داستان کوتاه ايران و جهان. 1371

 

 
 

 

تازه ها



کتاب‌ها

*******

 سگ‌ها و آدم‌ها

 تهران: ققنوس، 1388

 

 یادداشت نویسنده 

این داستان ها در گذرپانزده سا له حدود 1360 تا 1375 نوشته شده اند؛ که یک معنی این حرف این است که شاید اگر می خواستم آن ها را حالا بنویسم طور دیگری می نوشتم. اما نویسنده نمی تواند به زمان و مکان نوشته خیانت کند؛ حتا اگر نیت پسندیده بازنویسی برای بهتر شدن کار را در سربپروراند. باید به بهای ناخرسندی "حالای" خودم از کژی ها و کاستی های کارم، به داستان های نوشته شده در گذشته و نویسنده شان وفادار می ماندم.

از این گذشته همه می دانیم که" حالای" ما اگر آینه گذشته و آینده مان نباشد، وهمی یکسره خالی است. درعین حال که ما و شیوه نوشتن ما، اگر که نخواهیم راکد بمانیم و بوی نا بگیریم، دائم دگرگون می شود؛ نوشته‌های ما، اگر که با خودمان یکرنگ باشیم، گوهر ما را در همه حال و زمان در خود نگه می دارند. با این باور گمان می کنم که این داستان ها، خوب یا بد، و در همین هیئت کنونی هم، داستان هایی هستند که باید نوشته و منتشر می شدند. به این ترتیب در بازنگریشان فقط به درست کردن اشتباه های چشمگیر و یکسان کردن رسم خط بسنده کرده ام. 

سه داستان اول این مجموعه در سال 1370 در نخستین مجموعه داستان من به نام  پری آفتابی و داستان های دیگر(نشر قطره) منتشر شده اند. دلیل این که در این جا آورده می شوند آن است که با دیگر داستان ها همخوانی دارند. شماری از داستان های دیگر در این سال ها در این و آن نشریه به چاپ رسیده اند.

 

سر نخ

*******

چرا "فرناندو" با ماست

گروه "آبا" از زمره‌ی گروه‌هایی‌ست که در آسمان پرستاره و شلوغ موسیقی مردم پسند یا موسیقی پاپ هم خوش درخشیده و هم به نوعی تا به حال دوام آورده. این گروه که در آغاز دهه‌ی هفتاد میلادی از همکاری چهار جوان سوئدی (انی- فرید، بیورن، بنی، و اگنیتا)  شکل گرفت، در دو دهه‌ی هفتاد و هشتاد درخششی جهانی یافت و هنوز و هم‌چنان حضور دارد -- چه در موزیکال پرفروشی چون "ماما میا" و چه در فهرست آهنگ‌های پردرخواست رادیویی. گروه آبا این حضور پایدار را در بنیاد مدیون چند ترانه‌ای‌ست که در همان سال‌های نخست چنان گل کردند که شهرتی ماندگار یافتند؛ ترانه هایی چون: ماما میا، ملکه‌ی رقصان، و فرناندو. ویژگی کارهای این گروه در به‌کارگرفتن فوت و فن‌های موسیقی پاپ و ترانه‌سرایی و نیز زبان و کلام بس ساده‌ی ترانه است...ادامه

 

یادداشت

*******

مته به خشخاش، 2: وبلاگ بهتر است یا بلاگ؟

آذر 88 (منتشر شده در "خودنویس")

در این زمانه‌ی "ز گهواره تا گور چارنعل بدو"، شتاب سرریز شدن واژه و ترم (=اصطلاح) تازه از زبان انگلیسی جهانگیر(="گلوبال") به قلمرو کوچک و کم‌توان زبان فارسی چنان تند است که فرصت اندیشیدن نمی‌دهد. این شتاب، همراه با میل به آسان‌گیری بر خود از یک‌ سو و بی‌کانونی و درندشتی فضای اینترنت از سوی دیگر، ما را به شلختگی زبانی بیش و بیشتر می‌کشاند. یکی واژه یا ترم تازه را به فارسی برمی‌گرداند؛ دیگری آن را همان‌‌گونه که در انگلیسی هست، به کار می‌گیرد؛ و سومی انگلیسی و فارسی را به‌ هم می‌آمیزد. هر سه هم هرچه می‌کنند، به پسند خود می‌کنند و کاری به این که دیگری چه می‌کند، ندارند. نتیجه این که برای یک معنی و مفهوم مشخص چندین و چند واژه‌ یا ترم پیدا می‌شود که برخی‌شان هم نادرست است...ادامه

 

یادداشت

*******

مته به خشخاش، 1: اهالی وبلاگستان، شما اهل قلمید...

آذر  88 (منتشر شده در "خودنویس")

گویا وبلاگ‌خوانی کم و بیش روزمره، به من جواز می‌دهد که زیر سرستون "مته به خشخاش" گاه و بی‌گاه در کار وبلاگ‌نویسان فضولی کنم. اول بسم‌الله هم می‌خواهم حرف "اهل" و "اهالی" را پیش بکشم که اگر ردش را بگیریم، می‌رسیم به سهم وبلاگ‌نویسان در جا انداختن و جا افتادن غلط‌های زبانی...ادامه

******************************************

******************************************

شنیدنی ها

ماجرای جو هیل (بشنوید)

اردیبهشت زیبا (بشنوید)

درخت (داستان خوانی با صدای نویسنده)

مرغ خوشخوان زمانه ی کوچ (بشنوید)

آمالیا، ملکه فادو (بشنوید)

 

 
 

 

باز نشر اين نوشته ها روا نيست، مگر با اجازه